آلبوم بی تو بسر نمی شود

بی تو بسر نمی شود نام آلبومی است با آواز محمدرضا شجریان و آهنگسازی حسین علیزاده که توسط موسسه دل آواز منتشر گردید.

 

این آلبوم : بداهه – دستگاه نوا – اواز بیات کرد بر اساس ساخته های حسین علیزاده است.

امضاء روی جلد : حسین علیزاده

 

هنرمندان :

 

آواز : محمدرضا شجریان

تار : حسین علیزاده

کمانچه : کیهان کلهر

آواز و تمبک : همایون شجریان

 

این  آلبوم در سال 1381 انتشار یافت.

 

این آلبوم شامل 12 قسمت می باشد :

 

01.مقدمه نوا

02.ساز و آواز (بی همگان بسر شود) : درآمد.نیشابورک.- شعر از : مولانا

03.ساز و آواز : نهفت

04.کار عمل* (مطرب دل) : محمدرضا شجریان

05.ضربی نوا

06.چهار مضراب نوا

07.ساز و آواز (ره میخانه) : بیات کرد- شعر از : عطار

08.تصنیف (غم با طبیبان) : حسین علیزاده – شعر از : حافظ

09.ضربی بیات کرد.تصنیف (دل دیوانه) : حسین علیزاده – شعر از : بابا طاهر

10.فرود

11.مثنوی نوا (چون تو جانان منی) : شعر از : عطار

12.تصنیف (بی تو به سر نمی شود) : حسین علیزاده – شعر از : مولانا

 

مدت زمان کل این آلبوم 75 دقیقه می باشد.

 

* کار عمل:

به قطعه ضربی با کلامی گفته می شود که به صورت بداهه اجرا شود.

تفاوت کار عمل با تصنیف در این است که تصنیف قبلا ساخته شده و عینا اجرا می شود.

اما کار عمل براساس احساس ان لحظه. در ارتباط با محتوای شعر در زمان اجرا شکل گرفته و می تواند هر بار به شکل و یا حال و هوای متفاوتی اجرا شود.

مطرب دل در این اثر یک کار عمل است که در تمرین ها توسط استاد محمدرضا شجریان به صورت بداهه شکل گرفته است.

 

نمونه اشعار :

 

بی تو بسر نمی شود :

 

بی همگان به سر شود. بی تو بسر نمی شود

داغ تو دارد این دلم.جای دگر نمی شود

دیده عقل مست تو. چرخه چرخ پست تو

گوش طرب به دست تو. بی تو بسر نمی شود

جان زتو نوش می کند.دل زتو جوش می کند

عقل خروش می کند. بی تو بسر نمی شود

خمر من و خمار من. باغ من و بهار من

خواب من و قرار من.بی تو بسر نمی شود

جاه و جلال من تویی.ملکت و مال من تویی

اب زلال من تویی.بی تو بسر نمی شود

گاه سوی وفا روی.گاه سوی جفا روی

ان منی کجا روی؟ بی تو بسر نمی شود

دل بنهند.برکنی.توبه کنند.بشکنی

این همه خود تو می کنی.بی تو بسر نمی شود

بی تو اگر بسر شدی.زیر جهان زبر شدی

باغ ارم سقر شدی.بی تو بسر نمی شود

خواب مرا ببسته ای. نقش مرا بشسته ای

وز همه ام گسسته ای. بی تو بسر نمی شود

بی تو نه زندگی خوشم. بی تو نه مردگی خوشم

سر ز غم تو چون کشم؟ بی تو بسر نمی شود.

 

غزل از مولانا : 604-672 ق

 

مطرب دل :

 

با من صنما دل یکدله کن

گر سر ننهم انگه گله کن

مجنون شده ام از بهر خدا

زان زلف خوشت یک سلسله کن

سی پاره بکف در چله شدی

سی پاره منم ترک چله کن

ای مطرب دل زان نغمه خوش

این مغز مرا پر مشغله کن

ای موسی جان شبان(چوپان) شده ای

بر طور برا ترک گله کن

 

غزل از مولانا : 604-672 ق

 

ره میخانه :

 

ره میخانه و مسجد کدامست

که هردو بر من مسکین حرامست

نه در مسجد گذارندم که رندست

نه در میخانه کین خمار خامست

ورای مسجد و میخانه راهیست

بجوئید ای عزیزان کاین کدامست

به میخانه امامی مست خفتست

نمی دانم که ان بت را چه نامست

مرا کعبه خراباتست امروز

حریفم قاضی و ساقی امامست

برو عطار کو خود می شناسد

که سرور کیست سرگردان کدامست

 

غزل از عطار : 540-618 ق

 

غم با طبیبان :

 

چندان که گفتم غم با طبیبان

درمان نکردند مسکین غریبان

یارب امان ده تا باز بیند

چشم محبان روی حبیبان

ان گل که هر دم در دست بادی ست

گو شرم بادت از عندلیبان

ای منعم اخر بر خوان جودت (وصلت)

تا چند باشیم از بی نصیبان

درج محبت بر مهر خود نیست

یا رب مبادا کام رقیبان

 

غزل از حافظ : وفات 792-791 ق